ماه اول زندگی اقا شایان من
ماه اول جزو سخت ترین ماهات بود عزیزم شبا نمیخوابیدی همونطوری که تو دل مامانی بودی شبا تا صبح بازی میکردی وقتی هم تشریف اوردی هامون عادتا رو داشتی عزیزم
همه تا صبح از دست شما بیدار بودن بماند که همه کلی شوق و ذوق تو رو هم داشتن عشقم
وزن و قدت همونی بود که بدنیا اومده بودی عزیزم فرقی نکرده بود
تنها اتفاق جالبی که تو یک ماهگیت افتاد این بود که شبا میزاشمت تو تختت
با اهنگ لایی لایی موبایلم اروم میشدی و میخوابیدی
از روز چهارم پنجم که یه ذره شروع کردی به جیغ و داد کردن
مامانی پستونکو اورد وسط
و استقبال خیلی زیادی هم کردی فسقل مامان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه اول زندگی اقا شایان من
